اکنون سه ماه از انتخابات می گذرد و در این مدت، اتفاقات ناگواری را از سر گذراندیم. ریختن عده ی زیادی از مردم به خیابان ها بدون دلیل قانع کننده/خسارت جانی و مالی فراوان به طرفین/باز شدن دست بیگانگان در آشوب ها و صدمه به استقلال ملی/ خدشه به وجهه جمهوری اسلامی/ روان پریشی عده زیادی از طرفداران طرفین/ فشار زیاد روانی به مردم/ ایجاد فضای ناامنی در جامعه در روزهای اولیه و ...اما یک سوال:

  ماجرا از کجا آغاز شد؟

روز شنبه 23 خرداد 88 و ساعاتي پس از اعلام اوليه نتايج انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري،‌ آقاي ميرحسين موسوي با انتشار بيانيه‌اي، به نتايج انتخابات اعتراض كرد و نتايج اعلام شده را ناشي از «شعبده‌بازي و صحنه‌آرايي» ناميد.

شب قبل از آن و زماني كه هنوز راي‌گيري در جريان بود نیز، آقاي موسوي خبرنگاران را به محل ستادش دعوت كرد و خود را پيروز قطعي انتخابات خواند.

طي سه ماه گذشته مراجع مختلف رسمي، حقوقي و رسانه‌اي از آقاي موسوي درخواست كردند تا مدارك و مستندات ادعاي خود درباره تقلب گسترده در انتخابات را ارايه كنند.

آنچه آقاي موسوي ارايه كردند، شواهدي از تخلف در انتخابات بود و تناسبي با تهمت بسيار بزرگ ايشان به حدود 450 هزار مجري و ناظر انتخابات نداشت.

خلاصه آنچه آقاي موسوي به عنوان مدرك ادعاي بزرگشان (جابجايي 11 ميليون راي و تقلب گسترده و موثر در انتخابات 22 خرداد) ارايه كردند به طور خلاصه چنين بود كه اولا" آقاي احمدي‌نژاد در تبليغات انتخاباتي دروغ گفت، ثانیا" با پرداخت سهام عدالت، راي كم درآمدها را خريد، ثالثا" صندوق‌هاي سيار زياد بود، رابعا" به برخي شعبه‌ها تعرفه كم يا دير رسيد و... از اين قبيل.

درباره اين شواهد بايد گفت اولا مسوولان اجرايي و نظارتي انتخابات به تفصيل پاسخ تك تك دلايل آقاي موسوي را ارايه كردند. ثانيا در همه انتخابات هاي قبلي هم ، كم و بيش تخلف وجود داشت و اينكه در اين دوره تخلف – احتمالا – زياد بوده، دليلي نمي‌شود كه 11 ميليون راي جابجا شده است.

ضمنا درباره تهمت دروغگويي به آقاي احمدي‌نژاد لازم به يادآوري است كه آقاي موسوي هم در تبليغات كتبي و تلويزيوني انتخاباتي‌شان مرتكب اين گناه بزرگ شدند و در موضوع اعلام 300 ميليارد دلاری درآمد نفتي و نيز موضوع برداشت‌هاي دولت نهم از حساب ذخيره ارزي ، علنا و صريحا دروغ گفتند.

آقاي احمدي‌نژاد در تبليغات تلويزيوني و مناظره‌ها با بي‌اخلاقي و رندی، همه زشتي و پليدي آقازاده‌هاي رانتخوار را به آقاي موسوي چسباند، ادعايي كه بعدا و در جريان اغتشا‌ش‌ها، شواهد متعددي براي آن بدست آمد. درست است كه آقاي احمدي‌نژاد در جريان رقابت‌هاي انتخاباتي رندي و زيركي كرد اما اين دليلي بر تقلب 11 ميليون راي به نفع آقاي احمدي‌نژاد نمي‌شود.

آنچه آقاي موسوي ادعا كرد، شعبده بازي و تقلب حداقل 11 ميليون راي به نفع رقيب‌اش بود ولي شواهدي كه براي ادعاي بزرگ خود ارايه كرد، صرفا تخلفاتي را در جريان تبليغات و فرايند برگزاري انتخابات نشان مي‌داد.

آقاي موسوي در روز 23 خرداد 88 ادعا كرد نتيجه انتخابات شعبده بازي و صحنه‌آرايي بوده است. ايشان براي اثبات اين تهمت بايد با استفاده از گزارش‌هاي 40 هزار ناظر خود بر سر صندوق‌هاي راي گيري مداركي ارايه مي‌داد كه نشان دهد نتيجه 40 ميليون رايي كه روز 22 خرداد در سراسر كشور به صندوق‌ها ريخته شد، با آنچه وزارت كشور اعلام كرد، متفاوت بوده است.

و ما همچنان پس از پرداخت هزینه های فراوان منتظر شنیدن یک پاسخ قانع کننده برای ادعای تقلب ۱۱میلیونی هستیم.

در انتخابات 22 خرداد، 45713 صندوق وجود داشت و سر هر صندوق به طور متوسط حدود 11 نفر عوامل اجرايي و نظارت حضور داشته‌اند و (جمعا حدود 450 هزار نفر كه اغلب معلم بوده‌اند) و صورتجلسه ها (فرم‌هاي 22) را امضا كردند.
در انتخابات 22 خرداد 88 براي اولين بار در طول تاريخ انتخابات 30 سال گذشته، وزارت كشور، آمار تك تك صندوق‌ها را اعلام كرد.

در واقع آنچه آقاي موسوي بايد ثابت مي‌كرد، اين بود كه ارقامي كه حدود 450 هزار معلم نيمه شب جمعه شب و بامداد شنبه 23 خرداد در 45713 صندوق نوشتند و امضا كردند با آنچه وزارت كشور اعلام كرد، متفاوت بوده است. با وجود 40 هزار ناظر اختصاصي آقاي موسوي بر سر صندوقها و حدود 450 هزار معلمي كه وزارت كشور براي اجراي انتخابات بكار گرفت، اثبات تقلب در انتخابات- اگر واقعا اتفاق افتاده بود – كار سختي نبود.

اكنون كه 3 ماه از آن روزها مي‌گذرد، اين درخواست كه آقاي موسوي بايد تقلب در انتخابات را ثابت كند، ديگر موضوعيت ندارد چرا كه ديگر معلوم شده ايشان دليلي براي اثبات آنچه ادعا كرد در اختيار نداشته و ندارد.
 
امروز و سه ماه پس از آن ادعاي فاجعه آميز و تهمت بزرگ به حيثيت ملي و شرافت 450 هزار مجري و ناظر انتخابات و حوادث تلخ و تكان دهنده‌اي كه پس از آن به وقوع پيوست،‌آقاي موسوي بايد به وجدانش ، به افكار عمومي و البته به مدعی العموم پاسخ دهد كه چرا با آن جديت و حرارت ، تهمتي را مطرح كرد كه دليلي براي اثبات آن نداشت و چرا با پافشاري بر ادعاي توخالي خود، جواناني پاك و
حقيقت طلب را براي اعتراض به تهمتي موهوم، تحريك و تهييج كرد؟