شهيد مصطفي غنيان


حاج محمد تقی غنیان  در گفت و گوی اختصاصی با ایرنا با تاکید بر خاتمه دادن  شایعات گفت: پس از شهادت فرزندم در جریان درگیری ها و ناآرامی های اخیر شایعات و مطالب کذبی از قول من در تهمت و افترا به دیگران در برخی رسانه ها منتشر شد که به شدت همه آنها را تکذیب می کنم.

وی افزود : تا قبل از مصاحبه امروز با خبرگزاری جمهوری اسلامی با هیچ رسانه ای گفت و گو نکرده ام و در زمینه عامل یا عوامل شهادت فرزندم هم هیچ مطلبی در هیچ جا عنوان نکرده ام.

وی اظهار داشت : پس از شهادت مصطفی در همان روز نخست در تهران شکایت خود را به عنوان ولی دم از عامل یا عوامل این جنایت کور به دادگاه جنایی تهران تسلیم کردم و بعد از گرفتن جنازه و انتقال به مشهد، برگزاری مراسم تشییع، تدفین و ختم هم دیگر از پرونده خبری ندارم.

وی گفت : متاسفانه طی چند روز اخیر در برخی روزنامه های کثیر الانتشار و سراسری مطالبی خوانده و شنیده ام که دور از واقعیات و در حد اشاعه کاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی است.

وی گفت :ما این انقلاب را به راحتی به دست نیاوردیم که به راحتی از دست بدهیم و غیرت دینی ما اجازه تحمل این دروغ ها و دغل بازی را نمی دهد.

غنیان با اشاره به سوابق سیاسی خود و خانواده اش قبل از انقلاب که تدارکات و برنامه ریزی راهپیمایی های قبل از انقلاب علیه رژیم شاه را در مشهد ساماندهی می کرد افزود : بعد از انقلاب با توجه به استقرار نظام جمهوری اسلامی از سیاست و مباحث سیاسی کنار کشیدم و در آرامش و ثبات ایجاد شده شغل پدری خود را ادامه دادم در عین آنکه هر گاه نیاز بوده به وظایف انقلابی خود هم عمل کرده ام.

وی گفت : من که داخل در این بازی های سیاسی نیستم امروز نگران حیثیت مذهبی خود هستم در عین آنکه بیش از آن نگران اثرات درج این مطالب خلاف واقع و تحریک احساسات عده ای جوان و کشته شدن مصطفی های بعدی هستم.

وی گفت : در یکی از این روزنامه ها چاپ روز چهارشنبه هفته گذشته آمده بود که ” در مراسم ترحیم مصطفی غنیان طی روز گذشته در مسجد کرامت پدر وی چنین مطالبی عنوان کرده است در حالی که مراسم ختم فرزند من روز شنبه 30 خرداد 88 آن هم در مسجد قبا برگزار شده بود و در آن هیج مطلبی مبنی بر اتهام زنی به فردی یا افرادی من نگفتم اما متاسفانه بعد از آن چند روزنامه به آن استناد کرده و مطالب کذب را دوباره تکرار کرده و به آن دامن زدند.

وی اظهار داشت : من در مراسم ختم فرزندم تنها به منظور تقدیر از لطف جمع کثیری از دوستان و شهروندان مطلبی را تهیه و قرائت کردم که هم فایل صوتی و تصویری و هم دستنوشته آن وجود دارد.

وی متن آنچه که در این مراسم قرائت کرده را بدین شرح خواند.

بعد از آیاتی از قرآن مبنی بر صبر در سختی ها و شدائد آمده است : “پروردگارا تو را سپاس می گویم و نیکوترین درودهایم را بر ارواح مطهر خاتم الانبیا محمد مصطفی (ص) و ولی و حجت برحقت علی مرتضی (ع) و صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) و یازده فرزند پاکش تا قطب عالم امکان مهدی موعود با ذکر صلواتی بر محمد و آل محمد (ص) نثار می کنم.

پروردگارا : تو خود فرمودی که بندگانت را می آزمایی ، پروردگار عزیز من، مرا به سخت ترین روش آزمودی و در فاصله کمتر از پنج دقیقه که پسرم مصطفی از من جدا شد او را در حالی که به سرش گلوله خورده بود در روی پشت بام طبقه هشتم ساختمان غرق در خون در آغوشم افکندی.

همانجا بود که گفتم “فاذا جاء اجلهم لایستاخرون ساعته و لا یستقدمون و بی اختیار به یاد آقا و مولایم حسین (ع) افتادم.

کجا؟ در کر بلای سال 61 هجری که نعش خون آلود علی اکبرش را در آغوش کشیده بود و بی اختیار با خود زمزمه می کرد که “لا یوم یومک یا اباعبدالله ” الهی رضا برضائک و تسلیما لامرک لا معبود سواک”.

پروردگارا: راضیم به رضای تو و تسلیم به امر و اراده تو ، جز تو هیچ ملجا و پناهگاهی ندارم، پروردگارا تنها تو را دارم ، تنها تو را می پرستم و تنها و تنها از تو کمک می طلبم که “ایاک نعبدو و ایاک نستعین”.

در آن شهر غریب و در آن شب هولناک و در آن دل شب من کسی را نداشتم و باز بی اختیار به یاد ولی نعمتم علی ابن موسی الرضا (ع) غریب الغربا افتادم که به دور از اهل و عیال از مدینه کوچ کرد و در توس به غربت جان سپرد، باز از غم غربت به خود نالیدم و با خود زمزمه کردم که

خدا ز آستان رضایم جدا نکند من و جدایی از آن آستان خدا نکند

ز دامن کرمش دست التجا نکشم گدای، دامن صاحب کرم رها نکند

پروردگارا : تو خود شاهد باش از امانتی که به من سپرده بودی 26 سال نگهداری کردم و تا جایی که در توانم بود در تربیتش کوشیدم که خدا شناس، با ایمان ، مردمدار، با عاطفه و با اخلاق شود که خوشبختانه چنین بود و چنین شد و خود مصطفی هم پذیرش این را داشت او پسری متدین، فروتن، متواضع، خوشرو و با اخلاق و به قول همه دوستانش “با مرام ” بود و این لیاقت را داشت که در راه اسلام و قرآن و در راه حفظ استقلال این کشور و در راه آزادی ملت مسلمان و عزیز ایران در طبق اخلاص تنها سرمایه اش را که جانش بود غریبانه نثار کند.

حال ای خدای من، ای معبود من و ای تنها ملجا و پناه من، امانتی را که به من سپرده بودی به خودت بازگرداندم ، او را از من بپذیر که انا لله و انا الیه راجعون.

پرودگارا من صریحا اعلام می کنم که از پسرم مصطفی کمال رضایت را داشته و از او راضی هستم تو نیز از او راضی باش.

پروردگارا اگر در نگهداری از امانتی که به من سپرده بودی قصور و کوتاهی کردم بر من ببخش و از تو ای غیاث المستغیثین عاجزانه تقاضا دارم پسرم مصطفی را در جوار رحمت و مغفرت خویش متنعم به نعمت های خداوندی خویش و از شفاعت 14 معصوم بهره مندش گردانی که” ولا تقولوا لمن لقتل فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون”.

پروردگارا این پدر و مادر داغدیده و و برادران و خواهر داغدارش و همه دوستان و بستگان گرامیش را صبر و استقامت و شکیبایی عنایت فرما و به آنچه صابران را وعده فرمودی همه ما را برخوردار فرما.

پروردگارا تمام کسانی را که در تحمل این مصیب بزرگ ما را همراهی کردند دوستان، اقوام ، خویشان،برادران عزیز و خواهران محترمه را در مراسم تغسیل و تدفین و ترحیم ، برادرانه و خواهرانه با محبت بی دریغ خویش تحمل این داغ بزرگ را بر ما هموارتر ساختند به همه آنان خیر دنیا و آخرت ، عزت، سلامت، عافیت ، سعادت و وسعت دنیا و آخرت را کرامت فرما. آمین یا رب العالمین.”

وی در ادامه این مطلب افزود : این متن کامل سخنان اینجانب محمد تقی غنیان پدر داغدیده شادروان مهندس مصطفی غنیان در مراسم ترحیم آن عزیز در روز شنبه 30 خرداد 88 در مسجد قبا بود.